تبلیغات
وبلاگ خانواده شمیم - آن یکی آمد در یاری بزد
وبلاگ خانواده شمیم

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آن یکی آمد در یاری بزد

آن یکی آمد در یاری بزد                                  گفت یارش کیستی ای معتمد

گفت من گفتش برو هنگام نیست                  بر چنین خوانی مقام خام نیست

خام را جز آتش هجر و فراق                           کی پزد کی وا رهاند از نفاق

رفت آن مسکین و سالی در سفر                    در فراق دوست سوزید از شرر

پخته گشت آن سوخته پس باز گشت               باز گرد خانهٔ همباز گشت

حلقه زد بر در بصد ترس و ادب                         تا بنجهد بی‌ادب لفظی ز لب

بانگ زد یارش که بر در کیست آن                      گفت بر در هم توی ای دلستان

گفت اکنون چون منی ای من در آ                     نیست گنجایی دو من را در سرا
مثنوی معنوی

وحدت در عشق


عاشقی به در خانة یارش رفت و در زد. معشوق گفت:  کیستی؟ عاشق گفت، من هستم معشوق گفت:  برو، هنوز زمان ورود خامان و ناپختگان عشق به این خانه نرسیده است. تو خام هستی.  باید مدتی در آتش جدایی بسوزی تا پخته شوی، هنوز آمادگی عشق را نداری.

 عاشق بیچاره برگشت و یکسال در آتش دوری و جدایی سوخت، پس از یک سال دوباره به در خانة معشوق آمد و با ترس و ادب در زد.  مراقب بود تا سخن بی ادبانه ای از دهانش بیرون نیاید . با کمال ادب ایستاد.  معشوق گفت : کیست در میزند.  عاشق گفت : ای دلبر دلربا، تو خودت هستی . تویی ، تو.  معشوق در باز کرد و گفت اکنون تو و من یکی شدیم به درون خانه بیا. حالا یک من بیشتر نیست در خانة عشق دو من جا نمی شود.  مانند سر نخ که اگر دو شاخه باشد در سوزن نمی رود.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

«و اذاسَئَلَكَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریب اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعان فَلیستَجیبُوالی وَ لیؤمِنُوا بی لَعَلَّهُم یرشُدُون"


[ای پیامبر!] هر گاه بندگان من از تو در مورد من سؤال كردند [بگو] من بسیار نزدیكم، هر گاه كسی مرا بخواند، اجابت می‌كنم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند». (سوره بقره، آیه 186)


فرزند آدم!هنگامی که تن ات از نعمت سلامت برخوردار است و روان و خاطرت آسوده است و هزینه زندگی یک روز خود را داری، بر این جهان ناپایدار بگو بگذر و مباش.

بگو بارخدایا, نهان و درونم را از آشکارم بهتر گردان و آشکارم را شایسته ساز.بار خدایا! از آنچه به مردم از دارایی و زن و فرزند می دهی , از شایسته ی آن - که نه گمراه باشند و نه گمراه کننده - به من ارزانی دار.

-----------------------------------------------
راه های ارتباطی شما با ما:

1: قسمت نظرات وبلاگ
2: قسمت تماس با ما
مدیر وبلاگ : میلاد فرزانه

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • بهترین سن ازدواج از نظر شما کدام گزینه است؟







نویسندگان